گزارش برگزاری نشست تخصصی"بررسی اثرگذاری تغییرات مؤلفه‌های جمعیتی کشور بر میزان تحقق پذیری سیاست‌های کلی نظام" - 9 تیرماه 1398

در راستـای برقراری ارتباط سازمان یافته و بهره‌مندی از دستاوردهای علمی و ایجاد و گستــرش همکــاری‌های پژوهشی بین سازمــانی در جهت حل مشکلات و معضلات کشور در ارتباط با مسایل جمعیتی کشور از قبیل؛ مهاجرت داخلی و شهرنشینی، تغییرات ساختار سنی، جوانان و سالمندان، تحولات خانواده، ازدواج و فرزندآورری، جمعیت، پنجره فرصت جمعیتی، محیط زیست و توسعه پایدار، جمعیت و سلامت و نسبت آن با حوزه‌های آمایش سرزمین، مسکن، توسعه دریا محور، کشاورزی و منابع آب، محیط زیست، پایداری جمعیتی شهر و روستا و...، نشست تخصصی"بررسی اثرگذاری تغییرات مؤلفه‌های جمعیتی کشور بر میزان تحقق پذیری سیاست‌های کلی نظام" با حضور جناب آقای مهندس سید مصطفی میرسلیم و رؤسای کمیته‌های علمی کمیسیون زیربنایی و تولیدی مجمع تشخیص مصلحت نظام و جناب آقای دکتر محمد جلال عباسی شوازی رییس و اعضای هیأت علمی مؤسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی کشور در روز سه شنبه چهارم تیرماه1398با محوریت کمیته آمایش، مسکن و شهرسازی در محل مؤسسه مذکور برگزار شد.

جمعيت و مؤلفه‏هاي آن، نقطه مرکزي نظام اجتماعي محسوب مي‏شود. تحولات جمعيتي، اثرات متعددي بر خرده نظام‏هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و محيطي وارد مي‏سازد و منشأ تحولات چشمگيري در اين حوزه‏ها مي‏باشد. البته اين تأثيرگذاري‏ها را بايد دوجانبه دانست و نبايد از تأثيرات برآمده از تحولات نظام اجتماعي بر جمعيت غافل شد. بدين ترتيب تحولات جمعيتي به گونه‏اي است که تقريباً هر جنبه‏اي از زندگي ما و جهان پيرامون ما را تحت‏تأثير قرار مي‏دهد. به همين دليل بسياري از مسائل غيرجمعيتي با استفاده از مکانيزم موجود در جمعيت‏شناسي قابل تبيين مي‏باشند.

تاريخ سياستگذاري‌هاي جمعيتي حاكي از آن است كه جمعيت جمع ساده عددي افراد ساكن در يك قلمرو نيست كه تنها تحت برنامه و دستورالعمل‌هاي سياستگذاران رفتار كنند. جمعيت وابسته به مجموعه‌اي از متغيرهاست و با تغييرات آنها تغيير مي‌كند. جمعيت با آب و هوا تغيير مي‌كند. با محيط‌هاي مادي اطراف انسان‌ها تغيير مي‌كند. با ميزان رشد و تجارت و فعاليت در گردش ثروت تغيير مي‌كند. بديهي است مطابق با قوانيني كه تحت آنها قرار مي‌گيرند تغيير مي‌كند؛ قوانيني مثل ماليات يا قوانين ازدواج. جمعيت با آداب و رسوم مردم هم تغيير مي‌كند، مثل شيوه‌اي كه به دختر‌ها جهيزيه داده مي‌شود يا شيوه‌اي كه در آن چگونه ارثيه بين فرزندان تقسيم مي‌شود، و نيز وابسته است به شيوه‌اي كه بچه‌ها پرورش داده مي‌شوند، و اينكه آيا پرورش آنها به دايه واگذار مي‌شود يا مادران عهده‌دار تربيت و رشد آنها هستند. جمعيت با ارزش‌هاي اخلاقي و مذهبي تغيير مي‌كند و از همه مهم‌تر اينكه جمعيت با شرايط حداقل معاش تغيير مي‌كند. اينها نشان مي‌دهند كه جمعيت مجموعه‌اي است وابسته به مجموعه ديگري از متغيرها. معناي آن اين است كه رابطه جمعيت با سياست‌هاي سياستگذاران لزوماً يك رابطه تبعيت و اطاعت يا نفي تبعيت نيست. در واقع، متغير‌هايي كه جمعيت به آنها وابسته است، متغير‌هايي هستند كه به ميزان زيادي خارج از اقدام مستقيم سياستگذار در شكل قوانين مصوب قرار مي‌گيرند. اگر كسي به جمعيتي بگويد كه «اين كار را انجام بده» نه‌تنها هيچ تضميني وجود ندارد كه آن كار را انجام خواهد داد، بلكه كاملاً اين امكان وجود دارد كه نتواند آن را انجام دهد. بنابراين براي اينكه سياست‌هاي عمومي جنبه عملي مطلوب به خود بگيرد، لازم است سياست‌ها متناسب با توان افراد شكل بگيرند و براي اينكه اين سياست‌ها به نتايج مثبت منتهي شوند، بايد زيرساخت‌هاي لازم فراهم شده باشند. به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني هر دو اين موارد با يك وضعيت بهينه فاصله بعيدي دارند.

در این جلسه مواردی از قبیل؛ گذار جمعیتی، بازتوزیع جمعیت در سطح سرزمین، عوامل اثرگذار بر تحول جمعیت با تاکید بر باروری، تأخیر در سن ازدواج، ساختار جمعیت و آینده نگری برای آن، جوانی جمعیت فعلی و پنجره فرصت جمعیتی، سالمندی جمعیت، جمعیت و توسعه، مهاجرت و جا به جایی های جمعیت، تعداد جمعیت و اهمیت آن در برنامه های آینده، مباحث اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وابسته به جمعیت، مرگ و میر و اهمیت آن، در تناسب با میزان تحقق سیاست های کلی نظام در این راستا مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

تجربه‌ي گذار جمعیت‌شناختی در ایران به تغییراتی مهم در ساختار سنّی جمعیت منجر شده است. فرصت‌ها و چالش‌هاي برساخته از آن بر همه‌ي ابعاد زندگی تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت. تغییرات به گونه‌اي بوده است که به صورت بالقوه و به طور مقطعی شرایط بسیار مساعدي براي رشد و توسعه‌ي اقتصادي فراهم کرده است.کاهش بی‌سابقه‌ي باروري و ثبات نسبی سطح مرگ‌ومیر سبب شده است تا نسبت کمسالان در جمعیت تقلیل بیابد و به خاطر پایین بودن نسبی سهم کهنسالان، سهم جمعیت واقع در سنین کار و فعالیت اقتصادي در مقیاس بی‌سابقه‌اي افزایش بیابد. این تغییرات از طرفی، به موضع‌گیري یکسان محافل دانشگاهی و تحقیقاتی و دستگاه‌هاي سیاست‌گذاري و برنامه‌ریزي در زمینه‌ي ضرورت بازنگري در سیاست‌هاي جمعیتی کشور منجر شده، و از سوي دیگر، باعث شکل‌گیري رویکردهاي متفاوتی در زمینه‌ي ماهیت و جهت‌گیري سیاست‌هاي جمعیتی در کشور شده است.

مدیریت پنجره‌ي فرصت از طریق سرمایه‌گذاري در سرمایه‌هاي انسانی و تلاش براي ایجاد مشاغل جدید و مولّد برای جمعیت واقع در سنین کار و فعالیت اقتصادي، تأثیر مثبتی بر اقتصاد ایران خواهد داشت. بنابراین، سرمایه‌گذاري در زمینه‌ي سرمایه‌هاي انسانی حیاتی و اجتناب‌ناپذیر است. چنانچه پنجره‌ي فرصت به درستی مدیریت و هدایت نشود، فرصت‌هاي جمعیتی برآمده از آن چالش‌ آفرین خواهد شد. از سوي دیگر، با در نظر گرفتن عمومیت ازدواج در جامعه‌ي ایران، ایجاد فرصت‌هاي جدید شغلی متناسب با عرضه‌ي نیروي کار به بازار کار، انگیزه‌ي لازم را براي تشکیل خانواده فراهم می‌سازد.

پیر شدن جمعیت و بروز پدیده سالمندی از تبعات توسعه است که برخی عوامل تأثیر گذار در آن عبارتند از: بهبود شرایط اقتصادی- اجتماعی، ارتقای وضعیت بهداشت و تغذیه، پیشرفت دانش و فناوری پزشکی، کاهش نرخ مرگ و میر کودکان و نهایتاً افزایش امید زندگی. این عوامل در کنار روش های موفق کنترل موالید باعث شده است امروزه در اکثر کشورهای جهان و همچنین در ایران شاهد افزایش نسبت جمعیت سالمندان باشیم. هرچند پدیده سالمندی از نتایج توسعه است ولی بی توجهی به ابعاد مختلف آن و نیازهای سالمندان خود می تواند مانعی جدی در برابر توسعه قلمداد شود. به این صورت که اگر نیازهای روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این قشر نادیده گرفته شود و جمعیت سالمندی در جامعه رشد پیدا کند که قابلیت های لازم برای یک زندگی انسانی نداشته باشند، چگونه می توان انتظار توسعه بیشتر را داشت در حالیکه مهمترین عامل توسعه، نیروی انسانی است؟ از سوی دیگر باید بپذیریم افزایش سن با استهلاک بدن و قوای جسمی و نیاز روز افزون به مراقبت های بهداشتی و پزشکی همراه است. آیا کشوری می تواند نسبت به برنامه ریزی برای داشتن نیروی انسانی سالم بی تفاوت باشد؟ در کنار این نیازها، بعد اقتصادی سالمندی جایگاه خاصی دارد. به این صورت که متأسفانه به دلایل مختلف بسیاری از سالمندان که در سنین بازنشستگی قرار دارند برای گذران امور ناچارند که فعالیت اقتصادی داشته باشند.در همین حال افزایش روزافزون جمعیت سالمندان و بررسی ویژگی های جمعیت شناختی و رفاهی افزایش نسبت وابستگی سالمندان می تواند برای یک جامعه مشکل ساز باشد.

بنابراین اگر جمعیت می‌بایستی برای نظام جمهوری اسلامی قدرت آفرین باشد، این جمعیت در وهله اول باید از شمار متناسبی با وسعت، منابع و امکانات آن سرزمین برخوردار باشد و از سوی دیگر با برنامه‌ریزی بلند مدت و نگاه راهبردی به این موضوع، زمینه مناسب برای تربیت جمعیتی با کیفیتی مطلوبتر فراهم شود که بتواند در شرایط کنونی دنیا، به برگ برنده نظام بدل گردد. براین اساس سوالات زیر در این جلسه مطرح گردید که می‌بایست توسط موسسه پاسخی علمی برای آنها ارائه گردد:

1-  چه نسبتی بین کیفیت و کمیت جمعیت وجود دارد؟

2-  همبستگی و پیوستگی بین وضعیت خانواده و جمعیت به چه میزان است؟

3-  آیا بین جمعیت و جرم و عدم امنیت همبستگی وجود دارد؟

4-  آیا بین جمعیت و میزان اعتیاد به مواد مخدر همبستگی وجود دارد؟

5-  آیا تحقیقات واپسینی نشان می دهد که در محدوده ایران جمعیت چه جور تغییر پیدا کرده است؟

6-  آیا همبستگی بین نرخ رشد جمعیت و تحصیلات وجود دارد؟

7-  آیا بین اشتغال و تغییرات جمعیت همبستگی وجود دارد؟

8-  آیا ظرفیت های زیستی  جوابگوی جمعیتی با حفظ کرامت انسانی هست ؟

9-  چه رویکرد و هدفی از نظر جمعیتی برای آینده کشور معقول و قابل دفاع است؟

10-       با چه رویکردی می‌توان تعادل و توازن جمعیتی با رعایت ظرفیت زیستی برقرار کرد به صورتی که آدم ها برای یکدیگر تزاحم ایجاد نکرده و به حقوق هم تجاوز نکنند؟